خرید بک لینک
«آسمانصندوقی» پوک اگر باشم «ریالی» میشوم باد کرده، پرتغالی میشوم گر فروتن باشم و خونسرد و رام«بارسایی»، ایدهآلی میشوم «شوت»هایم نیست آسمانصندوقی«شوت» اگر کردم «ریالی» میشوم کار من باشد خم و پیچ و شگردناگهان حالی به حالی میشوم کار من ویرانگری و حیرت استدر دل میدان غزالی میشوم سحر میورزم، کنم جادوگریچستوچالاک و شمالی میشوم فکرها دارم به سر در راه «گول»فکر چونکردم خیالی میشوم فرصتم را گر دهم بهر رفیقگاهگاهی انفعالیمیشوم شرمدارم گریه در میدان کنمتا خجالت از سیالی میشوم نیستم در باختها پست و غمیننی به بردم لا ابالی میشوم از بد اخلاقی، کدورت عاریاماز تکبر نیز خالیمیشوم تو بگو نامم کیهستم بعد از این؟«بارسایی» یا «ریالی» میشوم؟ «ب.ب» امروز چندشنبه، چندم آذر

برچسب: شعر پیوند دوستی,شعر پیوند دل,شعر در مورد پیوندتان مبارک, نویسنده: سینا طاهری تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 11:16

آقای رییسجمهور! جنرال ظاهر را نزنید؛ او مربوط به ملت میشود نه ملیت. نشود که در نبود او اختطافچیان تو و کابینهٔ غیبیات را نیز اختطاف کنند. جنرال ظاهر مظهر کار و کوشش و تعهد و طهارت است. او داکوها ،اختطافچیان و مجرمان مافیایی زیادی را دستگیرکرده است و قرار شنیدهگی در برابر تطمیعهای ملیون دالری شجاعانه نه گفته است. آقای رییسجمهور! او را به جرم راهگرفتن بر امر خیل و کار زار رسوا و نامیمون انتخاباتیاش برکنار نکنید که حبیب استالیف و خدایداد دیگری تو و خانوادهٔ سیاسیات را اختطاف نکنند. جناب غنی! کابل وادی گرگهای آدمنماست و زنجیرهٔ این گرگتباران غارتگر، مختلس، آدمربا و چپاولگران زمین و زمینه تا دور و پیش خودت و حتا کنگرههای ارگ ریاست جمهوریات نیز میرسد که از میراثدار بزرگ وقاحت و سلطان قومگرا و مصلحت به تو به ارث رسیده است. حقا که شهر جهنمی و انباشته از جانی و جنایت کار کابل مرد جاندار و کار کشتهیی چون جنرال ظاهر را میخواهد. تنها اوست که میتواند با ارادههای پولادیناش در خم و پیچ پیچیدهترین و سیستماتیکترین حلقهها و گروههای ما فیایی جرم و جنایت نفوذکند و جنایت

برچسب: نامه به رییس جمهور,نامه به رییس جمهور بهرام, نویسنده: سینا طاهری تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 11:16

مجاهدت زمانی و مکانی و مجاهدت انسانی مجاهدت نوع نخست مجاهدتیست که انسان بر اساس شرایط محیطی و زمانی در یک چهارچوب قرار میگیرد و به مجاهدت میپردازد. این نوع مجاهدت آگاهانه و آرمانی نیست بل مقطعی و بر مبنای نیازهای زودگذر زمانی و شرایط جغرافیاییست. اما مجاهدت نوع دومی مجاهدت انسانی، رسالت مندانه، آگاهانه و آرمانیست. این مجاهدت مادام العمر و پایانناپذیر است. مجاهدت با خویشتن خویش، نه با ابزار و سلاح گرم بل با نیروی اراده و تعهد. به نظر من جهادگر و مجاهد واقعی کسیست که همواره به جهاد نوع دوم میپردازد و با من خود، زشتیها و پلشتی های دور و پیش خود همیشه درگیر است. این جهاد، جهاد پروژهیی نیست، وند و فند ندارد، سود مادی نمیآورد و انسان را به قدرت و جایگاه انحصاری و همیشهگی نمیرساند اما خیر و فلاح همهگانی، فردی و اجتماعی میآورد، انسازساز است و در جامعه انقلاب انسانی و ارزشی ایجاد میکند. جهادی که در آن فرد ابرقدرت سود و سرمایه نیست و تنها دنیا بهشت او نیست و بهشت خدا هم تنها از آن او نیست. در این نوع جهاد همه اقشار جامعه و انسان در قدرت، ثروت و منفعت شریک اند و

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 11:16

سپاسنامهٔ خدا

خدا هر چیز را از من بگیرد، مستحق است
ترا داده به من،
دار و ندارش را
خدا لطف عجیبی کرده برمن
به من بخشیده حیثیت،
وقارش را
خداداده به من،
بوی و طراوت را،
بهارش را
خدا را سخت مشکورم
که بخشوده به من،
بود و نبودش را،
نگارش را
«ب.بامیک»
یکشنبه شب پانزدهم آذر

برچسب: نیمایی,نیمایی عاشقانه,اشعار نیمایی, نویسنده: سینا طاهری تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 11:15

جشن ختنهسوری سیاسی اشرفغنی باگروهش سیاست میکند و خوب هم سیاست میکند و دیگران اکت سیاسی میکنند و شعار سیاسی میدهند. چنانچه از وضعیت سیاسی و تحولات دو سال اخیر ملاحظه میشود، یگانه برندهٔ میدان سیاست اشرفغنی و گروهش بوده و مخالفان یا به تعبیر درستتر رقبا و شرکای سیاسی او به تدریج منزوی، کم صلاحیت و بی اقتدار شده، در قیمومیت و مدیریت او و گروه سیاسیاش در آمده اند. این مسأله را همهٔ ما خوب میدانیم و به چشم سر مشاهده میکنیم، اگر خود را عمدن و به خاطر مصلحتهایی به کوری و کری نزنیم. حساب برخیهایی، که قلم و ذهن شان کراییست و از کاه کوهی به سود رقیبان رییسجمهور میسازند، جداست. آنان نویسندههای پیکر تراشند و به خاطر مشتی پول، موقف و معیشت کتابها و تعهد خود را فروخته اند. آنان دقیقن مانند شاعران و نویسندهگان مداح دربار سلاطین غزنوی اند و کار شان سلطان و امپراتورسازی و القاب عجیب و غریب دادن است. این قلم بهدستان ستایشگر و متملقانی هستند که واقعیتها را وارونه به خورد مردم میدهند و به چشمان واقعبین مردم خاک میزنند. اشرفغنیی که با رأی جنرال دوستم وتقلب امرخ

برچسب: تحلیل,تحلیل, مسائل روز,تحلیل, روز, نویسنده: سینا طاهری تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 11:15

شهروند دل تا بهکی درد ترا باید کشید؟ای شقایق، ای بهار و شنبلید! تا ترا دیدم به خواب آرزوخوابهای سخت و آرامم پرید تو شدی خوراک کرگسهای مستمن به کاس غصه های تو ترید شهروند دل شدی، گشتی چرااز دل جغرافیایم ناپدید؟ سخت در بند تبوتاب توامدر تلاطمهای احساست شدید غلط میخورم، توکل میکنمبر خداییهای تو حالا مزید گرچه در تو باور آسودهگینیست، باید اندکی از آن خرید کس به رأیت حسنکرد امنوامانکس به بحر جور تو ساحل ندید با وجود اینهمه بیگانهگیدر دلم پروازداری و پرید تا رگ گردن خدا نزدیک بودتو شدی خون همان «حبل و ورید» با نبودنها شدی آهنگرممارتول جور را برزن، حدید! فرق احساسم به پیشت خمشدهفرقکن در بین آقا و مرید «ب.ب» ۱۳۹۵/۸/۲۶

برچسب: غزل عاشقانه,غزل عاشقانه معاصر,غزل عاشقانه کوتاه, نویسنده: سینا طاهری تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 11:15

شب یلدا شب چله، شب فرجام آذرشب زاییدن مهر منورشب رسم نیاکان من و توشب دیرینهپا و ضد منکرشبی که جز صفا و آشنایینباشد در بساط او مکررشب تجدید چاپ روشناییبه آغوش محبان برادرشب تاریک و طولا و طربناکشب آجیل و تربوز مدورشب کاج نماد پایداریشب گنجور سرخ دانهپرورشب شعر و شعور و ساز دورانشب آیینهگان دانش و فرشب شور و شراب دوستیهاشب شاهین عشق بالگسترشبی که فر فرهنگ من و توستشبی از آنسوی تاریخ برترشب جشن «کرسمس» در اروپاشبی که نسبتی دارد به خاورشب کوروش و جمشید و مسیحاشبی که گفتهشد «میلاد اکبر»شب پیروزی خورشید فرداشب میرایی ظلمت به کشورشب جنگ اهورا و «هریمن»شب رویارویی کفر و باورشب «یلدا»ی سریانی و آرامشب آیین مهر و داد و کیفرشب بانوی دلهای نگارینشب معشوقهٔ سنگ و ستمگرکجا دارد شب یلدا تضادیبه قرآن و مسلمانیات بنگرکجا دارد تقابل هم بفرمابه گفتار و به کردار پیمبرمگر اسلام سوی روشنی نیست؟مسلمانی ندارد فکر برتر؟ «ب.ب» ۱۳۹۵/۹/۳۰

برچسب: شب یلدا,شب یلدا مبارک,شب یلدا 1395, نویسنده: سینا طاهری تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 11:15

جفا میکن، جفاهایت عزیز است غرور من به پاهایت عزیز است بکن هرچه دلت میخواهد ای ناز!که هر گونه اداهایت عزیز است برای من اگر پروا نداری به آن نامرد پروایت عزیز است بپر در آسمانهای غرورتبه من بال و پر وایت عزیز است مرا سیماب کن در کورهٔ هجرشگفته رنگ سیمایت عزیز است مرا در دادگاه عشق کشتیندیدم گرچه ابرایت عزیز است عجب زیباستی در سادهگیها!عجب پندار و معنایت عزیز است! ندیدم رنگ خود در سفرهٔ تو همیشه رنگ آنهایت عزیز است همیشه دوست داری دیگران راو بعدش نیز بابایت عزیز است سر و کارت به معناهاست دایم به من امید فردایت عزیز است گهی این دوست باشد در گروهتگهی آن در تقلایت عزیز است فدای پرچم موی تو گردمفدای روی لالایت... عزیز است وفا را هم برادر خواندی چون منوفا و عشق در پایت عزیز است «ب.ب» اول دیماه ۱۳۹۵

برچسب: دادگاه عشق,دادگاه عشق کامران مولایی,دادگاه عشق آباد, نویسنده: سینا طاهری تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 11:14

شب خورشیدرنگ شب یلدا شد و یلدای زلفتپریشانخاطر و مست و ملنگ است شب پایان پاییز است امشبشب بسیار رنگین و قشنگ است شب شعر و ترانه، زادن مهرشب موسیقی و انس است و چنگ است شب مستی، شب شور و شراب استشبی که پیک رویا ها به جنگ است شب اندیشمندان خردورزشب پویایی و فصل درنگ است شب دور از تبار ترس و تاریشب دور از نگاهانی که تنگ است نه امشب ماجرای انتحاریست نه امشب وحشت توپ و تفنگ است شب روشنترین رویاست امشبشبی که حس من خورشیدرنگ است دل من میتپد امشب برایتدل من پشت تو دقگشته، تنگ است (ب.بامیک)

برچسب: قطعه غزل قصیده,غزل قصیده مثنوی قطعه,قطعه غزل, نویسنده: سینا طاهری تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 11:14

صفحه بندی